(22ماهگی) دیدی تونستم
به غیر از کشوی بالایی تختم تمام کشو ها و کمدها رو وارسی کرده بودم و توی این فکر بودم که چه جوری به این یه دونه کشو دست پیدا کنم؟؟!! وبالاخره موفق شدم و البته مامان با دیدن این صحنه داشت سکته میکرد و اون لحظه نتونست عکس بگیره ولی وقتی بارها و بارها این کار من تکرار شد مامان خیلی ریلکس عکاسی میکرد.

بله خیلی راحت میرم توی تخت (در حالیکه حفاظ بالاست) و از اونجا هم میرم اون بالا میشینم. وقتی کارم با کشوی بالایی تموم شد خم میشم و کشوی پایینی رو باز میکنم.
ولی حیف خیلی وقته که مامان این کشوها رو چسب زده که دیگه نرم اون بالا و این کار کاملاً مؤثر بوده
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


(22ماهگی) دیدی تونستم
